عبدالله مستوفى

216

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مذاكره ، همگى متفق شديم كه مسببين اصلى دركارند و آن‌ها خوب ميدانند كه برداشتن شاه به اين آسانى ممكن نيست ، و باعث جنگ داخلى و كشمكش خواهد شد ، و الا شايد سيد ، و اين ميرپنجش كه تازه سردار هم شده است ، بىمضايقه باشند . قدرى هم در اطراف وزراى كابينه صحبت داشتيم ، ولى هيچيك نتوانستيم حدسى در اطراف آنها بزنيم . منتظر الوزراه‌ها همه بحبس رفته بودند . با وجود اين مؤيد الاسلام ميگفت : ممكن است اعضاى كميتهء آهن پستهائى در كابينهء سيد داشته باشند ، و شرحى راجع به اين كميته و اعضاى آن بيان كرد كه من خيلى به آنها گوش ندادم ولى اجمالا بآقاى مؤيد الاسلام گفتم : اينها كه شما اسم برديد ، هيچيك وجههء وزارت ندارند . گفت مگر خود سيد ضياء الدين وجههء رياست وزراء دارد ؟ من فورا مثل فرانسه « چنين آقا ، بايد چنين نوكرى هم داشته باشد . » كه در حقيقت ، همان معنى « اين ديگ ، و اين چغندر . » مثل معروف تركى است ، نظرم آمد و گفتهء ايشان را تصديق كردم . عصر اينروز سيد محمد خان رضوى ، كه با ما و مؤيد الاسلام خصوصيت داشت به منزل ما ، بسراغ مؤيد الاسلام آمد . معلوم شد ، آقاى مؤيد الاسلام به خانه سپرده و اجازه داده است كه بعضى از محارم را به محل ايشان دلالت كنند ، و چون آقاى رضوى از محارم بوده است محل ايشان را به او اطلاع داده‌اند . خلاصه آقاى رضوى هم نشست ، قدرى از هر در صحبت شد ، مؤيد الاسلام بعضى پيغام‌ها به پاره‌اى از حول‌وحوش سيد ضياء الدين ، بخصوص سلطان محمد خان نائينى فرستاد . صبح روز ششم حوت ، جلسهء سه نفرى ما ، باز از صبح زود منعقد بود و بمناسبتى بدوا از انقلاب مشروطه ، و سپس از آمدن مجاهدين به تهران صحبت پيش آمد . من بآقايان عرض كردم ، اگرچه نتيجهء اين انقلاب معلوم نيست بكجا انجامد . ولى انقلابات آن دو دفعه هم مثل اين دفعه ، در ماه جمادى الثانى اتفاق افتاده است . آقاى مؤيد الاسلام عقيده داشت كه نتيجهء اين انقلاب هم كمتر از آن دو نخواهد بود . زيرا حبس اين عده از رجال كشور كار كمى نبوده است ، كه صورت داده‌اند . معلوم مىشود فتيلهء بزرگى براى ما پيچيده‌اند . در اين دو روزه هم ، باز عده‌اى را گرفته و بحبس انداخته بودند ، كه در عدم تناسب ، مثل همان محبوسين دو روز اول بود . ما خيلى در اطراف اين‌كه با اين محبوسين چه معامله‌اى خواهند كرد ، مذاكره ميكرديم . در يك نظر باهم متفق الكلمه بوديم ، كه نسبت بجان آنها بطور عموم مخاطره‌اى در كار نيست ، زيرا يقين داشتيم كه آقايان مؤسسين اين كمدى اينكاره نيستند . مؤيد الاسلام ميگفت : كه دور نيست محاكمه‌اى براى آنها ترتيب بدهند ، و به حكم محكمه پاره‌اى از آن‌ها را محكوم بحبس در قلاع يا تبعيد نمايند . من بىدليل ، معتقد بودم كه اين كمدى به زودى سر خواهد آمد . و مستندم تفألى بود كه در شب انتشار خبر رياست وزراء سيد ضياء الدين براى عاقبت كار او از قرآن زده ، و آيهء « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ » * آمده بود . و بآقايان عرض ميكردم كه اين بازى به زودى تمام شده و رنگ ديگرى روى كار خواهد آمد .